تبلیغات
سوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگ
وبلاگ رسمی حسین نقویان - اعترافات عمر درباره امیر مؤمنان على(علیه السلام)
 
وبلاگ رسمی حسین نقویان

اعترافات عمر درباره امیر مؤمنان على(علیه السلام)    
عمر گفت: پیامبر مى خواست خلافت على را مكتوب كند ولى...

ابن ابى الحدید ـ به نقل از «تاریخ بغداد» احمد بن أبى طاهر(117) ـ سخنان عمر بن خطاب و ابن عبّاس را در رابطه با امر خلافت این چنین شرح داده است :
عمر: على كجاست؟
ابن عبّاس: او را دیدم در حال قرائت قرآن مشغول آبیارى نخلستان بود.
عمر: در سخنان رسول الله اشاره اى ـ به خلافت على بود ـ كه اثبات حجت و قطع عذر بدان نشود، و او در پى فرصتى بود كه كار خلافت على را عملى سازد، و در مرض موتش مى خواست تصریح بنام او كند، پس من با كلمه «إنّ الرجل لَیَهجر» از روى دل سوزى براى اسلام و دست اندازى بر آن مانع شدم!
به خداى این بنا، قریش هیچ گاه بر على اتفاق نخواهد كرد، و اگر او متصدى امر خلافت مى شد عرب از هر سو علیه وى سر برمى تافت و سر و صدا به راه مى انداخت.
پس رسول خدا فهمید كه من، به تصمیم او پى بردم و بدین جهت ـ از نوشتن آن ـ خوددارى كرد.(118)
نیز ابن ابى الحدید نوشته است :
عمر گفت: رسول خدا به هنگام بیمارى فوت تصمیم گرفت امر خلافت على را مطرح كند، اما من بخاطر بیم از فتنه و متلاشى شدن امر اسلام مانع آن شدم؟
پس رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به نیت قلبى من پى برد و از انجام تصمیم خوددارى نمود.(119)
مؤلّف: قطع نظر از دلائل فراوان قرآنى و حدیثى برخلافت بلا فصل امیرمؤمنان على(علیه السلام) كه نمونه بارزش حدیث غدیر است .
تنها بر اساس اعتراف عمر، شكى نیست كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) فقط على را شایسته تصدى خلافت مى دانست كه تصمیم به واگذارى كتبى امر خلافت به او گرفت و امر به آوردن وسیله نوشتن فرمود.
اما عمر بخاطر اختلاف افكنى بین حاضرین مجلس با جمله «إنّ الرجّل لیهجر» یا «دعوه فإنّ نبیّكم یهجر»(120) حضرتش را هذیان گو معرّفى نمود، و از عملى شدن تصمیم پیامبر و آوردن وسیله نوشتن ممانعت كرد. دسیسه او كارگر شد و اصحاب حاضر در مجلس دو دسته شدند، بعضى طرفدار عمر، یعنى گفتار او را تقویت نمودند و عدّه اى طرفدار رسول اكرم(صلى الله علیه وآله) بگونه اى كه نزاع كردند و داد و فریاد بلند شد در این زمان پیامبر (مجسمه خلق عظیم) متغیر شد و فرمود: از پیش من برخیزید، اینجا جاى اختلاف و نزاع نیست.
حال این سؤال مطرح است كه: چگونه عمر از روى دل سوزى؟؟ براى مسلمین در حضور پیامبر بذر نفاق و اختلاف را پاشید و ایجاد دو دستگى نمود و به پیامبرى كه خدا در قرآن اطاعت او را واجب كرده و سخن او را وحى معرفى نموده(121) جسارت كرد و او را از وصیّت كردن كه حقّ مسلم هر مسلمانى است منع كرد.

_________________________________________________
(117) احمد بن ابوطاهر طیفور خراسانى، متولد 204 و درگذشته 280 در بغداد از اعلام مورخین و صاحب پنجاه تألیف از جمله «تاریخ بغداد» است كه جلد ششم آن بچاپ رسیده .
جهت آگاهى بر شرح حالش رجوع شود به «اعلام زركلى» 1/141 و پاورقى .
(118) شرح ابن ابى الحدید: 12/20ـ21.
(119) مصدر قبل، ص79.
(120) صحیح بخارى، ج1، ص65 شماره حدیث 55 باب كتابة العلم، ج6 ص29 شماره 422 و423 كتاب المغازى باب مرض النبى(صلى الله علیه وآله) وج7 ص219 شماره 30 كتاب المرض باب قول المریض قوموا عنّى، وج9 ص200 شماره 134، كتاب الاعتصام بالكتاب والسنة، باب كراهیة الخلاف.
صحیح مسلم، ج3، ص1257، حدیث 20 كتاب الوصیه، باب ترك الوصیه.
(121) سوره نجم، آیه 3 و4.





نوع مطلب :
برچسب ها : عمر، پیامبر(ص)، امام علی، ابن ابی الحدید معتزلی، ابن عباس،




درباره وبلاگ

سلام خدمت شما دوستان عزیز به وبلاگ من خوش امدید

مدیر وبلاگ : حسین نقویان
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



استخاره آنلاین با قرآن کریم

سایت نوحه
آمار بازدید
بازدید امروز : 145 نفر
باردید دیروز : 223 نفر
ورودی امروز گوگل : 15
ورودی گوگل دیروز : 27
بازدید هفته : 1,117 نفر
بازدید ماه : 3,191 نفر
بازدید سال : 10,081 نفر
بازدید کلی : 75,033 نفر