تبلیغات
سوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگ
وبلاگ رسمی حسین نقویان
 
وبلاگ رسمی حسین نقویان
حجت الاسلام نقویان:
اگر ستون رهبری بیفتد، سقف روی سر همه خراب می‌شود/رهبرانقلاب‌همه رابه ایستادگی‌دعوت‌می‌کند

استاد حوزه و دانشگاه گفت: ۲۰ سال است که رهبر انقلاب موضوع ناتوی فرهنگی
 و شبیخون فرهنگی را فریاد می‌زند ولی عده‌ای خواب هستند.
اگر ستون رهبری بیفتد، سقف روی سر همه خراب می‌شود/رهبرانقلاب‌همه رابه ایستادگی‌دعوت‌می‌کند

به گزارش جهان، حجت الاسلام ناصر نقویان مدرس حوزه و دانشگاه در همایش مادران چشم به راه (بزرگداشت مادران شهدای گمنام ) که در فرهنگسرای انقلاب برگزار شد، اظهار داشت: مادران شهدای گمنام مانند مادر وهب از شهدای کربلا هستند؛ مادر وهب آنچه را در راه خدا داده بود، بازپس نگرفت و مادران شهدای گمنام نیز اینگونه هستند.
ادامه صحبت در ادامه مطلب:




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : نقویان، رهبری، دشمن، مردم،


شنبه 23 آذر 1392 :: نویسنده : حسین نقویان
اولین سخنرانی حجت الاسلام نقویان با موضوع نظام خانواده در اسلام در حسینیه شهید حاج همت خیابان 17 شهریور برگزار شد. این برنامه هرهفته چهارشنبه ها از نماز مغرب در این حسینیه برگزار می گردد.

در ادامه گزیده ای از سخنرانی وی را می خوانید:

حقوق خانواده چیست؟ رعیت چه معنایی دارد؟

حقوقی که ما در اسلام داریم تحت عناوین حقوقی بنا نهاده شده است.الان در غرب فریادهای فراوانی زده می شود با اعلامیه عریض و طویل سی ماده ای به نام حقوق بشر ولی فکر می کنم در اسلام تحت عناوین حقوقی تعیین شده مثل حقوق پدر و غیره مثلا در چهارچوب خانواده حق مادر و حق همسر و فرزند وغیره و هر چیزی برای خودش یک حق خاصی را دارد. حق هرکس باید مراعات شود حتی رعیت از این جهت به مردم می گویند رعیت و به حاکم هم می گویند راعی یعنی مراعات کننده. به همچنین عناوینی برای بشر خالی از همه چیز بریده از همه جا و همه چیز تحت انسان و یا بشرکه تدوین می شود حقوق بشر نامیده می شود.

رساله الحقوق امام سجاد(ع) یک کتاب ارزشمند است.

 شما الان رساله الحقوق امام سجاد(ع) را نگاه بکنید بالاخره یک رساله تام و تمام می باشد و الان در کتب روایی ما هم خیلی به آن اشاره شده تحت همین عنوان. ما رساله الحقوق داریم و حقوق را قبول داریم نه حقوق بشری را که اصلا درست تدوین نشده و فقط فریاد می زنند.

مرز جدایی اسلام با غرب

انسان جدایی از اینکه مرد و یا زن است یک حقوقی دارد این حرف غرب است و اولین مرز جدایی اسلام با غرب همین جا می باشد.مثلا غرب می گوید: ای خانم شما جدایی از اینکه حقوق داری یک حق دیگری هم داری اگر زمانی دلت گرفت و خواستی با یک مرد دیگری باشی عیبی ندارد این را اسلام قبول ندارد. حق ندارد شوهرش شکایت بکند چون این تو حقوق بشر ذکر شده و موجوده و بالعکس هر چی اسلام دارد غرب ضد آن حرف دارد.بعدش ما را ضد حقوق بشر می خوانند واقعا جالب است. مهریه حق زن است زمانی که بله گفت همان موقع می تواند بگوید من مهریه ام را می خواهم. اسلام منطقی صحبت می کند.

نظام خانواده مهم ترین کانون است.

کانون خانواده مهم است نه مرد اول است و نه زن خانواده مهم است. این کانون باید حفظ بشود.طلبه ای آمد و رفت منبر خدمت بعضی از آقایان و صحبت را که شروع کرد گفت: من درس پس می دهم خدمت شما بعضی ها همان جا گفتند شما درسی نخوانده ای که بخواهی پس بدهی.اسلام چیزی به نام حقوق بشر ندارد. همیشه حقی را که می خواهد بیان کند در قالب یک نهاد تعریف شده میباشد. نهاد همسایه نهاد خانواده .

3 نکته بسیار زیبای جبرئیل به پیامبر(ص)

جبرئیل هر زمان بر پیامبر(ص) نازل میشد. چند نکته را همیشه به حضرت محمد(ص) ارائه می فرمود:1- بهداشت دهان و دندان نظافت عمومی 2- حق همسایه 3- مدارای با مردم شفقت با مردم. به همین جهت نهاد هایی را که اسلام تعریف می کند.بحث ما نظام خانواده در اسلام است. که من معتقدم نهادی مبارک تر و موثر تر و مهم تر از خانواده  نداریم. غربی ها تشکیل خانواده دارند ما هم داریم  برای آنها بی پشتوانه می باشد. فرق غربی ها با اسلام چه می باشد؟  یک دلیل اساسا انسان تنها و مجرد آنجایی که می تواند تشکیل خانواده بدهد اگر تشکیل ندهد اسلام دیگر چنین آدمی را قبول ندارد. 

این برنامه سخنرانی هر هفته چهارشنبه ها بعد از نماز مغرب و عشاء در حسینیه شهید حاج همت برگزار می گردد. 





نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه 10 مهر 1392 :: نویسنده : حسین نقویان


با سلام به زودی سایت اختصاصی استاد نقویان راه اندازی میشود از دوستان عزیز در خواست داریم که ما را در هرچه بهتر کردن این سایت یاری بنمایند.
آدرس سایت:www.naghavian.com




نوع مطلب :
برچسب ها : سایت، نقویان،



حجت الاسلام نقویان که چندی پیش سخنانی منتسب به وی در فضای رسانه منتشر شده و انتقادهایی را بر انگیخته بود ، در نامه ای سرگشاده ضمن توضیح درباره کذب بودن مطالب منتشر شده ،نسبت به آنچه اقدام عده ای از سر  بی بصیرتی و نادانی و از سر غیرت های نابجا و طرد دوستان دلسوز و جذب نامحرمان ریاکار و متظاهر خواند، هشدار داد.
ادامه بیانیه در ادامه مطلب




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : نقویان، رهبری، رسانه، حکومت،


                                       
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب صبح امروز (شنبه) در دیدار بسیار پرشور هزاران نفر از مردم تبریز، در سخنانی بسیار مهم به تشریح رفتار و گفتار غیرمنطقی دولتمردان امریكا در بحث مذاكره و تبیین رفتار منطقی ملت و نظام اسلامی در این زمینه پرداختند و با تجلیل مجدد از حضور پرشكوه و عزتمند ملت در راهپیمایی یوم الله 22 بهمن، نكاتی را درباب مسئله اخیری كه در مجلس روی داد بیان كردند.

 در این دیدار كه در آستانه قیام 29 بهمن مردم تبریز در سال 1356، انجام شد رهبر انقلاب اسلامی با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای آن قیام، دین و ایمان دینی را معیار و ملاك و راهنمای حركت ملت ایران دانستند و افزودند: نمونه بارز تبلور این حقیقت، مبارزات مردم آذربایجان در 150 سال اخیر است كه همواره با پشتوانه ایمان دینی و پافشاری بر آن بوده است.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأكید بر اینكه علت اصلی متزلزل نشدن ملت ایران در مقابل فشارهای قدرتهای جهانی از جمله تحریم ها، ایمان دینی ملت بوده است،‌خاطرنشان كردند: آنها از چند ماه پیش تحریم هایی را كه ادعای فلج كننده بودن آنها را داشتند اِعمال و حتی چند روز قبل از 22 بهمن نیز دور جدیدی از تحریم ها را وضع كردند تا اراده مردم را سست كنند اما پاسخ ملت ایران این بود كه راهپیمایی 22 بهمن امسال، پرشورتر و گسترده تر از سالهای قبل برگزار شد.

ایشان افزودند: در راهپیمایی 22 بهمن امسال، همه، از همه جا آمدند و حضور مردم همراه با روحیه بالا وچهره هایی خندان و شاداب بود و این حضور عظیم چهره واقعی ملت را بار دیگر نشان داد.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأكید بر اینكه راهپیمایی 22 بهمن در هر سال،‌همچون ضربه سهمگین و بهمنی بزرگ، بر سر دشمنان و مخالفان ملت ایران فرود می آید خاطرنشان كردند: امسال نیز همینگونه شد.

ایشان با قدردانی مجدد از حضور پرشكوه و عزتمندانه ملت ایران در راهپیمایی 22 بهمن، خاطرنشان كردند: اگر صدبار هم این تشكر تكرار شود، باز هم جا دارد و باید در مقابل این روحیه و بصیرت ملت ایران، تعظیم كرد.

رهبر انقلاب اسلامی در تحلیل شرایط كنونی تأكید كردند: دشمنان در مقابل ایمان، عزم راسخ، بصیرت، شجاعت و تحمل ملت ایران، در موضع انفعال قرار گرفته و بر همین اساس حركات غیرمنطقی انجام می دهند.

باقی در ادامه مطلب





ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : رهبر، خلاف قانون، خلاف شرع، مردم،


چهارشنبه 25 بهمن 1391 :: نویسنده : حسین نقویان


دنیا گذرگاهیست که شیرینی اش به تلخی و زندگی آن به مرگ آمیخته . پس انتظار آسودگی و نیکی پایدار از آن خردمندانه نیست . سختی فراق جز صبر درمانی ندارد و مشکلات دنیا را جز تحمل چاره ای نه و چون پیمانه سر آید ناگزیر باید رفت و کسی را اختیاری نیست ......

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود          هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود

برای شادی روح پدربزرگم .......  





نوع مطلب :
برچسب ها :



2012 پایان دنیا نیست! ناسا اثبات می کند…

با توجه به پستهایی که در رابطه با سال 2012 ارسال کرده ام و تمام کامنت های متفاوتی که از دوستان درج شده بود کمی حساسیت قضیه بالا رفت، در ابتدا قصد من فقط ایجاد یک پایگاه علمی اطلاع رسانی در این زمنیه به زبان فارسی بود چون هچ مطلبی به فارسی راجع به مایا منتشر نشده بود و این کمی مرا آزار می داد. ولی بعد از اینکه مطلب منتشر شد روزانه سیل بازدید کننده گان و کامنت های مختلف و بیشتر اوقات گمراهی هایی که در این زمینه وجود داشت بر آن شدم و طبق تحقیقاتی که قبلا هم عرض کردم به این نتیجه رسیدم که 2012 اصلا پایان دنیا نبوده و هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. برای اثبات این قضیه اکتفا می کنم به ترجمه ای آزاد از صفحه 2012 سایت سازمان ناسا.

2012 آغاز پایان یا چرا دنیا تمام نخواهد شد؟

ناسا : تا جایی که ما می دانیم، دسامبر 2012 چیزی جز یک زمستان معمولی نخواهد بود. برخلاف نظریه ها و باورهای فراوان در خصوص اتفاقات 2012 دانشمندان ناسا تحقیقات مفصلی انجام دادند و در زیر به تعدادی از سوالاتی که بسیار از ما پرسیده می شود پاسخ داده شده است:

سوال: آیا خطری زمین را تهدید می کند؟ بسیاری از سایت ها گفته اند که سال 2012 پایان دنیا خواهد بود.

پاسخ: هیچ اتفاق بعدی در سال 2012 برای زمین نخواهد افتاد. سیاری ما بخوبی 4 میلیارد سال را پیش آمده و دانشمندان هیچ خطری را در رابطه با سال 2012 پیش بینی نمی کنند.

سوال: اصل پیشگویی سال 2012 چیست؟

پاسخ: داستان از جایی شروع شد که سیاره ی احتمالی کشف شده توسط سومری ها به نام نیبیرو به سمت زمین می آید. این حادثه قبلا برای 2003 پیش بینی شده بود، اما وقتی اتفاقی نیفتاد روز آخر به دسامبر 2012 تغییر یافت. بعدها این دو ایده به انتهای چرخه تقویم مایاها رسید که شب یلدای زمستان 2012 است، همان 21 دسامبر 2012.

سوال: آیا تقویم مایاها در دسامبر 2012 پایان می یابد؟

پاسخ: دقیقا همانطور که تقویم روی دیوار آشپزخانه شما در 30 اسفند تمام می شود (31 دسامبر) تقویم مایا هم در 21 دسامبر2012  تمام می شود. این محاسبه برای تقویم بلند مدت مایا هاست و دقیقا همانطور که تقویم شما دوباره از یک فروردین شروع می شود (1 ژانویه) تقویم بلند مدت مایا دوباره شروع می شود.

سوال: اگر سیاره ها در یک خط قرار بگیرند آیا زمین می تواند تحت تاثیر قرار بگیرد؟

پاسخ: هیچ در-یک-خط-قرار-گیری سیاره ای تا چند دهه آینده اتفاق نخواهد افتاد. حتی اگر اتفاقی بیفتد تاثیرات آن بر زمین هیچ خواهد بود. هر سال زمین، خورشید و میانه کهکشان راه شیری در یک خط قرار می گیرند ولی هیچ اتفاقی نمی افتد. (یک اتفاق طبیعی سالانه رخ می دهد)

سوال: آیا سیارک یا سیاره ای کوچک به نام نیبیرو، یا سیاره ایکس یا اریس به زمین نزدیک می شود؟ و آیا آنها خطر تخریب وسیع را در زمین دارند؟

پاسخ: نیبیرو و … فقط یک سری تخیات اینترنتی هستند. هیچ اثباتهای حقیقی درباره این ادعاها وجود ندارد. اگر هر سیارکی یا سیاره ای به زمین نزدیک می شود، حداقل از ده سال پیش ماهواره ها آن را مشاهده می کردند و تا حالا آنها با چشم غیر مسلح هم قابل رویت بودند. نیبیرو و سیاره اکس خیالی هستند ولی اریس وجود دارد، سیارکی بسیار کوچک که در خارج از منظورمه شمسی خواهد ماند و نزدیک ترین فاصله اش تا زمین 4 میلیارد مایل خواهد بود.

سوالتئوری تغییر قطب های زمین چیست؟ آیا این قطبها در عرض چند روز تغییر خواهند کرد؟

پاسخ: تغییر در چرخش زمین غیر ممکن است. قاره ها حرکت بسیار آهسته ای دارند (قطب جنوب صدها میلیون سال پیش نزدیک خط استوا بوده) ولی این پموضوع کاملا با تغییر چرخش زمین نا مرتبط است.  اگرچه خیلی از سایت های مشکل ساز تغییرات در قطب های زمین را شروع بوجود آمدن نا سازگاری ها و نهایتا پایان دنیا می دانند ولی لازم به ذکر است این جابجایی قطب ها هر 400 هزار سال یکبار اتفاق می افتد و تا جایی که ما می دانیم این اتفاق هیچ خطری ندارد و البته جابجایی بعدی فعلا تا چند هزار سال آینده اتفاق نخواهد افتاد.

سوال: آیا امکان دارد شهاب سنگی بزرگ با زمین برخورد کند؟

پاسخ: زمین همواره در معرض برخورد شهاب سنگ ها است. با این وجود برخورد های بزرگ بسیار نادر هستند. آخرین برخورد بزرگ 65 میلیون سال پیش اتفاق افتاد که باعث انقراض دایناسورها شد. ناسا پروژه ای با نام حفاظت زمین را در دست اجرا دارد که خود شما می توانید بصورت آنلاین تمام برخورد ها را بررسی کنید، با اینکه هیچ برخورد جدی در 2012 یا قبل آن رخ نخواهد داد. آدرس سایت پروژه

سوال: دانشمندان ناسا چه عقیده ای در باره روز پایان دارند؟

پاسخ: برای هر ادعای  تغییر یا از بین رفتن، علم کجاست؟ شواهد کجا هستند؟ هیچ کدام وجود ندارند. و برای ادعاهای دروغین در کتابها، فیلم ها، مجلات و سایت ها ما چیزی جز اینکه بگوییم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد، نداریم.

سوال: آیا طوفانهای خورشیدی عظیم می توانند خطرساز باشند؟

پاسخ: فعالیت های خورشیدی چرخه ای منظم دارند که معمولا هر 11 سال به اوج خود می رسند. در این زمانهای اوج، شعله های عظیم خورشیدی می توانند ارتباطات ماهواره ای را مختل کنند که البته دانشمندان در حال تولید ماهواره های مقاومتری هستند. با این وجود اوج فعالیت این بار بین سالهای 2012 و 2014 رخ خواهد داد که پیش بینی می شود فعالیتی کاملا نرمال بوده و هیچ تفاوتی با فعالیت های قبلی در طول تاریخ نخواهد داشت و البته هیچ آسیبی به زمین نخواهد رسانید.

منبع: سایت ناسا





نوع مطلب :
برچسب ها : پایان، دنیا، ناسا،


شعری از فاضل نظری : سایه‌ای از آفتاب 


نشسته سایه‌ای از آفتاب بر روی ‌اش

به روی شانه‌ی طوفان رهاست گیسوی ‌اش


ز دوردست سواران دوباره می ‌آیند

که بگذرند به اسبان خویش از روی ‌اش


کجاست یوسف مجروح پیرهن ‌چاک‌ام ؟

که باد از دل صحرا می‌آورد بوی ‌اش


کسی بزرگ‌تر از امتحان ابراهیم

کسی چون‌آن که به مذبح برید چاقوی اش


نشسته است کنارش کسی که می‌گِرید

کسی که دست گرفته به روی پهلوی‌اش


هزار مرتبه پرسیده‌ام ز خود او کیست

که این غریب نهاده‌است سر به زانوی‌اش


کسی در آن طرف دشت‌ها نه معلوم است

کجای حادثه افتاده است بازوی‌اش


کسی که با لب خشک و ترک‌ترک شده‌اش

نشسته تیر به زیر کمان ابروی‌اش


کسی است وارث این دردها که چون کوه است

عجب که کوه ز ماتم سپید شد موی‌اش


عجب که کوه شده چون نسیم سرگردان

که عشق می‌کِشد از هر طرف به هر سوی‌اش


طلوع می کند اکنون به روی نیزه سری

به روی شانه‌ی طوفان رهاست گیسوی‌اش




نوع مطلب :
برچسب ها :


شعری از علی اکبر لطیفیان : اذان گریه 


لباس مشکی ما را به دستمان بدهید 

به ما حسینیه ی گریه را نشان بدهید 


مرا که راهی بزم عزای اربابم 

برای زود رسیدن کمی توان بدهید 


اگر خدای نکرده در آخر خطم 

به جان اشک سه ساله مرا امان بدهید 


نماز گریه ی ما با امامت سقا ست 

به روی مأذنه ی کربلا اذان بدهید 


برای آنکه بمانم همیشه بر درتان 

به کلب قافله ی عشق استخوان بدهید 


قسم به حرمت چشمانتان اگر مُردیم 

به روی سنگ حسینیه غسلمان بدهید





نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه 24 آبان 1391 :: نویسنده : حسین نقویان



تاریخ و فرهنگ عاشورا


تاریخ و فرهنگ عاشورا



« کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا »
امت عاشورایی
عاشورا ؛ در متن زندگی شیعه و در عمق باورهای پاک او جریان داشته و نهضت کربلا در طول چهارده قرن با کوثری زلال و عمیق - سیراب کننده جانها بوده است.
هم اکنون نیز عاشورا کانونی است که میلیونها دایره ریز و درشت از ارزشها - احساسها- عاطفه ها- خردها و اراده ها بر گرد آن می چرخد و پر گاری است که عشق را ترسیم میکند ...
بی شک محتوای آن حماسه عظیم و انگیزه ها و اهداف و درسهایش یک فرهنگ غنی و ناب و الهام بخش را تشکیل می دهد و در حوزه وسیع تری تشیع و دلباختگان اهل بیت - کوچک و بزرگ و عالم و عامی- همواره با فرهنگ عاشورا زیسته - رشد کرده و برای آن جان باخته اند. تا آنجا که در آغاز تولد - کام نوزاد را با تربت سید الشهدا ع و آب فرات بر می دارند و هنگام خاکسپاری تربت کربلا همراه مرده می گذارند و در فاصله ولادت تا مرگ هم به حسین بن علی ع عشق می ورزند و برای شهادتش اشک می ریزند و این مهر مقدس با شیر دادن جان می شود و با جان بدر می رود.
عاشورا ، مائده بزرگ روح انسان است در تداوم اعصار ، تجسم اعلای وجدان بزرگ است در دادگاه روزگار ، صلابت شجاعت انسان است در تجلّیگاه ایمان ، طواف خون است در احرام فریاد ، تجلّی کعبه است در میقات خون ، نقش بیدار گذرها و رهگذرهاست در کاروان دراز آهنگ زندگیها و عبورها .
عاشورا ، باز خوان تورات و انجیل و زبور است در معبد اقدام ، ترتیل آیات قران است در الواح ابدیت ، خون خداست جاری در رگهای تنزیل ، حنجره خونین کوه حراست در ستیغ ابلاغ.
عاشورا ، درگیری دوباره محمد ص است با جاهلیت بنی امیه و شرک قریش ، تجدید مطلع رجزهای بدر است و حنین ، انفجار نماز است در شهادت و انفجار شهادت است در نماز ، تبلور شکوهزاد جاودانگی حق است درتباهستان نابود باطل.
عاشورا ، هشدار خونین حسینیّه هاست در معبر اقوام ، فریاد گستر انسانهای مظلوم است در همه تاریخ ، دست نوازش انسانیّت است بر سر بی پناهان.
عاشورا ، رواق سرخ حماسه است در تاریکستان سیاهی و بیداد ، قلب تپنده دادخواهان است در محکمه بشرّیت ، طنین بلند پیروزی است در گوش آبادیها ، عطشی است دریا آفرین در اقیانوس حیات ، رسالتی است بزرگ بر دوش اسارتی رهایی بخش.
عاشورا ، آبروی نماز گزاران است و عزت مسلمانان ، و سر انجام .
عاشورا ، رکن کعبه است و پایه قبله و عماد امّت و حیات قران و روح نماز و بقای حج و صفای صفا و مروه و جان مشعر و منا .
و عاشورا ، هدیه اسلام است به بشریت و تاریخ ...

کل یوم عاشورا « عزت یا ذلت »

محرم
نام نخستین ماه از ماههای دوازده گانه قمری ، علت نامگذاری این ماه به محرم ، آن بوده که در ایام جاهلیت ، جنگ در این ماه را حرام می دانستند و روز اول محرم را اول سال قمری قرار می دادند . اما بنی امیه با ریختن خون سیدالشهدا در این ماه و پدید آوردن حادثه کربلا ، احترام ماه حرام را نگه نداشتند .
کل یوم عاشورا
هر روز عاشورا و هر سر زمین ، کربلاست .
« کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا »
این جمله و شعار ، نشان دهنده پیوستگی و تداوم خط درگیری حق و باطل در همه زمانها و مکانهاست . عاشورا و کربلا ، یکی از بارزترین حلقه های این زنجیره طولانی است . همیشه حق و باطل رو در روی همند و انسانهای آزاده ، وظیفه پاسداری از حق و پیکار با باطل را بر عهده دارند و بی تفاوت گذشتن از کنار صحنه حق و باطل ، بی دینی است.
عزت یا ذلت
ای حسین کیست ترا نشناسد و به مقام زیبای عبودیت و شهادتت غبطه نخورد! تو جامه زیبای شهادت را با عزت و افتخار به تن کردی و تن پوش سازش و ذلت از پیکر امت اسلام بر کندی و لباس عزت بر قامتشان پوشاندی.
پیام دشمن شکن هیهات منا الذله ات لرزه بر اندام ستمگران تاریخ انداخته و انسانهای طالب حق و حقیقت را به مبارزه خستگی نا پذیر علیه جور فساد فرا خوانده است.
اما پیام تو ای حسین عزیز!
پیام آزادگی و آزاد زیستن است. آزادی ای که میوه اش عزت و افتخار است. آزادی ای که یله و رها بودن جایگاهی ندارد بلکه مطرود است. افتخار ما بتو از آن جهت است که برای زنده کردن آزادی و آزادگی و بر قراری حکومت عدل و داد از تمام هستی خویش گذشتی .
آری ! حسین عزیز تو قربانی عشق شدی عشق بخدا و عشق به قران و اسلام و عشق به همه خوبی ها و پسندها و دوری از همه فسادها و ناپسندها و احیای همه ارزشهای دینی و پشت پا زدن به تمام ضد ارزشهایی که انسان را به نا کجا آباد ذلت و خواری می کشاند و این برای انسانی که اشرف مخلوقات است و برای رسیدن به جوار حق تلاش می کند خسرانی آشکار است.
حسین جان :
وقتی می بینیم که با صلابت و استواری قد علم کردی تا حکومت عدل الهی را بر زمین بگسترانی و قران خدا را حاکم گردانی و حتی حاضر شدی همه خاندان خود را در این راه قربانی کنی.
حال از خود می پرسیم آیا با داشتن چنین رهبر و مقتدایی که با گفتار و عملش درس آزادی و عدالت گستری را به پیروانش – بلکه به همه انسانها آموخت باز هم می توان به سازش و ذلت تن داد و دست در دست یزیدها و معاویه های زمان گذاشت؟ آیا زیر پرچم حسین ع سینه زدن و بر سر سفره یزید ریزه خواری کردن و با آنان کنار آمدن جدا شدن از راه عزت و افتخار حسینی نیست؟
ما به آنانی که به برکت خون هزاران شهید و با آرای مردم انقلابی و شهید داده مقام و مسوولیتی را به دست آورده اند لکن زمینه سازش با دشمنان این ملت و پذیرش سلطه ابر قدرتها را دنبال می کنند و بر بنیانگزار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی ره و بر نظرات مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله العظمی خامنه ای بی مهری می ورزند می گوییم:
آگاه باشید و بدانید که تنها هنرتان خوش رقصی برای معاویه های زمان است و خیانت به این انقلاب و ملت قهرمان !
اما ملت ما کالای گرانبهای عزت و افتخار حسینی را به ذلت و ننگ یزیدی نمی فروشد و کسانیکه بخواهند به آرمان این ملت و شهیدانش خیانت کنند باید منتظر تازیانه قهر و عذاب خدا که به دست این امت پیروز محمدی جاری خواهد شد باشند و بدانند که آنان هیچ گاه از اهداف اصیل و انقلابی شان دست نخواهند کشید و شعار همیشگی شان 
«هیهات من الذله » خواهد بود.
مدیر سایت لیلة القدر ؛ حسین شاهد خطیبی




نوع مطلب :
برچسب ها : کل یوم عاشورا کل ارض کربلا، امت عاشورایی، امام حسین، فرهنگ عاشورا،


چهارشنبه 24 آبان 1391 :: نویسنده : حسین نقویان
زندگانی امام حسین ع در یک نگاه

5) بحث کوتاهی در باره حضرت ابی عبدالله الحسین سیدالشهداء ع

نام آن بزرگوار حسین است و این اسم ، انتخاب پروردگار عالم است . مشهورترین کنیه ایشان ابی عبدالله است ، و مشهورترین القاب ایشان سیدالشهدا و المظلوم و الشهید است . عمر پر برکت آن حضرت پنجاه و هفت سال است . در سوم شعبان سال چهارم هجرت متولد شد ، و در دهم محرم الحرام سال شصت و یکم از هجرت ، در کربلا بدست لشکریان یزید بن معاویه شهید گردید . شش ساله بود که جد بزرگوارش از دنیا رفت . سی سال با پدر بزرگوارش بود و ده سال بعد از شهادت پدر ، با برادر بزرگوارش بود و ده سال هم مدت امامت آن حضرت است .
حسین ع علاوه بر فضایل حسبی و نسبی که همه اهل بیت دارا هستند ، امتیازهایی هم در میان اهل بیت ع دارند .
اولین امتیاز این است که ائمه طاهرین ع همه از صلب او هستند . از این جهت روایاتی از رسول اکرم ص آمده است که به این امتیاز تصریح شده است .
سلمان فارسی می گوید : حسین در دامن رسول اکرم نشسته بود و حضرت او را می بوسید و می فرمود : « اَنتَ السَّیِدُ اَبُوالسَّادَة اَنتَ الأِمامُ اَبنَ الأِمامِ اَبُو الاَئِمَّةِ اَنتَ الحُجَّةُ اِبنُ الحُجَّةِ اَبُوالحُجَجِ تِسعَةٌ مِن صُلبِکَ وَ تَاسِعُهُم قَائِمُهُم » یعنی ، تو بزرگی و پدر بزرگانی ، تو امامی و پسر امامی و پدر امامانی ، تو حجت خدایی و پسر حجت خدایی و پدر حجتهای خدایی ، و آن حجتهای خداوند نه نفرند که از نسل تو هستند و نهمین آنان قائم آل محمد است .
دومین امتیاز که تداوم حیات اسلام مرهون شهادت او است – اگر به تاریخ مراجعه شود ، فهمیده می شود که اگر قیام حسین و اسارت اهل بیت آن بزرگوار نبود ، نامی از اسلام نمانده بود – آن است که رسول اکرم بدان اشاره می فرماید : « حُسَیَنٌ مِنیّ وَ اَنَا مِن حُسَینِ » یعنی ، حسین از من است و من نیز از حسینم . امام حسین به این امتیاز اشاره می کند ، وقتی می خواستند بیعت با یزید را به او تحمیل کنند : « لَو بَایَعتُ یَزِیدَ فَعَلَی الأِسلاَمِ السَّلامُ » یعنی ، اگر با یزید بیعت کنم ، باید فاتحه اسلام را خواند . و نظیر این عبارت در کلمات رسول اکرم و ائمه طاهرین و زیارات آن حضرت زیاد دیده می شود.
سومین امتیاز حسین ، شعله های محبت اوست در دلها . رسول اکرم ص می فرمود : « اِنَّ لِلحُسَینِ حَرَارَةُ فِی قُلُوبِ لَن تَبرُدَ اَبَدَاً » یعنی ، همانا برای حسین ، محبتی در دلها شعله ور است که هرگز خاموش شدنی نیست .
چهارمین امتیاز ابی عبدالله الحسین ع این است که در تربت او شفا است و استحجابت دعا در حرم مطهر او از نظر روایات ، مسلم و قطعی است .
امتیاز پنجم که امتیاز بزرگی است ، آن است که حسین ع عشق و فداکاری و گذشت در راه خدا را عملاً معنی کرد ، و باید گفت اگر کار امام حسین در روز عاشورا نبود ، بسیاری از مفاهیم و لغات را نمی شد معنی کرد . حسین در روز عاشورا می گوید : 
« ای خدا ! پناه من در هر غمی تو هستی و امید من در هر سختی تو هستی . در هر چه بر من روی آورد ، تو پناه و یاری کننده من هستی ، چه بسیار از غمهایی که دل را به تپش در می آورد و چاره را کم می کند و رفیق را درمانده و دشمن را خوشنود می کند ، بتو واگذار نمودم و شکایت آن را به تو کردم برای رغبتی که فقط بتو داشتم نه به غیر تو ، و تو آن غم را دفع کردی . پس تو صاحب هر نعمت و هر خوبی هستی و منتهای هر آرزویی تویی ».
او هر چه دارد ، در راه حق فدا می کند ؛ مال ؛ عیال ؛ اصحاب ؛ اولاد و حتی طفل شیر خوار را ، و در گودال قتلگاه چنین می گوید :
تَرَکتُ الخَلقَ طَرّاً فِی هَوَا کَا ... وَ اَیتَمتُ العِیَالَ لِکَسی اَرَکَا
وَ لَو قَطَّعتَنِی فِی الحُبِّ اِرباً ... لَمَا حَنَّ الفُؤادُ اِلی سِوَاکَا
یعنی ، ای خدا ! از همه کس ، از همه چیز در راه تو گذشتم و برای ملاقات تو از همه وابستگان چشم پوشیدم . ای خدا ! اگر در راه محبت تو پاره پاره شوم ، دل من بسوی غیر تو تمایل نخواهد کرد .
این است حقیقت ایمان سیر الی الله تعالی ، حقیقت علم و عرفان بخدا ، حقیقت عبودیت و فناء الی الله . این است حقیقت تقوا و گذشت از ما سوی الله ؛ و حقیقت زهد ؛ و حقیقت شجاعت به معنای غلبه بر دشمن و غلبه بر نفس و نباختن خود در جزر و مد روزگار . این است حقیقت فُتُوَّت و مردانگی ؛ حقیقت سخاوت ؛ معنای رأفت و رحمت ؛ حقیقت تواضع برای خدا و مخلوق خدا و دین خدا ؛ این مفهوم حلم ، این معنای فصاحت و بلاغت در گفتار و کردار . این است حقیقت سیاست ؛ و مفهوم عدالت ؛ و حقیقت جهاد فی سبیل الله ؛ معنای رسیدن به مطلوب از هر جهت ، و بالاخره این است همه فضایل انسانیت . 
از اینجا معنی روایت پیامبر اکرم ص که فرمود : « اِنَّ الحُسَینَ مِصبَاحُ الهُدی وَ سَفِینَةُ النَّجَاةُ » یعنی ، حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است . معلوم می شود و اگر رسول اکرم ص فرموده است : « مَن اَحَبَّ اَن یَنظُرَ اِلَی اَحَبَّ اَهلِ الأرضِ وَالسَّمَاءِ فَلیَنطُر اِلَی الحُسَینِ » یعنی ، هر که دوست دارد نظر کند به کسی که نزد خدا و اهل بیت محبوبترین افراد زمین و آسمان است ، به حسین نظر کند ، بهمین معنی است .
« مَن لَحِقَ بِی اِستَشهَدَ وَ مَن تَخَلَّفَ عَنَّی لَن یَبلُغَ الفَلاَحَ اَبَداً » یعنی ، هر که بمن پیوندد و با من بیاید ، شهید می شود و هر که تخلف کند و شرکت در این قیام خونین نکند ، هرگز رستگار نخواهد شد .
در خطبه حسین ع شب ترویه ، که صبح آن شب به کربلا حرکت نمود می خوانیم : « مَن کَانَ بَادِلاً مُهجَتَهُ فِینَا فَلیَر حَل مَعَنَا غَداً فَاِنَّا رَاحِلُونَ غَدَاً اِنشَاءَ اَللهُ » یعنی ، هر که می خواهد خونش را در راه ما دهد ، فردا با ما حرکت کند . ما بیاری خدا فردا حرکت خواهیم کرد . و نظیر این جمله در کلمات امام حسین ع زیاد دیده می شود.
باید گفت اگر اسلام در مخاطره باشد و زمینه برای قیام مفید باشد ، قیام با علم به شهادت ، یک وظیفه دینی برای همه است ؛ و قیام حسین ع چنین بود . از خطبه های امام حسین ع روشن می شود که دین اسلام در مخاطره شدید قرار داشته است . امام همان روزی که از مدینه حرکت می کند ، چنین می فرماید : « من قیام نکرده ام برای اخلال و افساد و ظلم ، بلکه قیام من بخاطر امر به معروف و نهی از منکر و نشان دادن راه رسول اکرم و پدرم امیرالؤمنین و اصلاح مفاسد در امت جدم می باشد .
و در کربلا – وقتی که همه مهیای شهادت بودند – خطبه می خواند و در آن خطبه می فرماید : « اَلاَ تَرَونَ اَنَّ الحَقَّ لاَیُعمَلُ بِهِ وَالبَاطِلَ لایَتَنَاهَی عَنهُ لَیِرغَبِ المُؤمِنُ فِی لِقاءِ اللهِ وَ اِنّی لا اَرَی المَوتَ اِلاّ سَعَادَةَ والحَیَاةَ مَعَ الظّالِمِینَ اِلاّبَرَماً »
از این گونه فرمایشات از امام حسین ع فراوان داریم که روشن است که اسلام در مخاطره بوده است . از طرفی زمینه و اقتضاء ، چنانکه سابقاً در باره صلح امام حسن ع گفتیم ، برای قیام امام حسین ع فراهم بوده است . پس باید گفت قیام آن حضرت یک وظیفه الهی است .
بررسی علل قیام امام حسین نیاز به کتابی مفصل دارد . اما از آنچه که بطور اجمال گفته شد ، علت قیام آن بزرگوار روشن گردید و ما برای توضیح مقصود چند سطری اضافه می کنیم .
سقیفه بنی ساعده ، ابی بکر را بجای امیرالمؤمنین نهاد و چون روایات رسول اکرم ، مغایر با این کار بود ، شعار « حَسبُنَا کِتَابُ اللهِ » مستمسک قرار گرفت و از طرفی از نقل روایت از رسول الله شدیداً ممانعت می شد . حتی نقل می کنند که ابی بکر پانصد روایت از رسول اکرم داشت که آن را در میان مردم آتش زد . پس از آن می دیدند اگر به قران بسنده شود ، کار سقیفه بنی ساعده خنثی می شود ، از این جهت شعار : « نُهینَا عَنِ التَّعَمَّقِ وَ التَّکَلَّفِ فِی القُرآنِ » ، شایع شد ؛ یعنی نهی شده ایم که در قران تأمل و تفکر کنیم و خود را بزحمت اندازیم . معلوم است که این روش ، چه امت بی تفاوت ، بی فکر و بی اراده ای می سازد . مصیبت دیگری که برای اسلام پیش آمد ، اختلاف طبقاتی بود که در خلافت عثمان به اوج خود رسید و امیر المؤمنین در خطبه « شِقشقیّه » به آن اشاره می کند : « وَقَامَ مَعَهُ بَنُو اَبیهِ یَخصِمُونَ مَالَ اللهِ خَصمَةَ الاِبِلِ نَبتَهَ الرَّبِیعِ » ( نهج البلاغه فیض ره ، ص 51 ) بنی امیه اطراف عثمان را گرفتند و بیت المال مسلمانان را نظیر شتری که علفها را می بلعد ، بلعیدند .
مصیبت دیگری که پیش آمد ، جعل روایات از روحانی نماهای درباری بود که پایه اسلام را می زد ، ما یک نمونه روایت از میان آن روایات بسیار را می آوریم:(فقط توضیح و ترجمه روایت را نقل می کنیم(1)):
وقتی سوره اَلنَّجم نازل شد ، رسول اکرم ص سوره را برای مشرکین خواند و وقتی آیه « اَفَرَاَیتُمُ اللاَّتَ وَ العُزّی » را خواند ، شیطان در دهن پیامبر نهاد که بگوید که شیرهای عالی – بتها – شفاعت آنها روز قیامت مورد آرزو است . مشرکین از این گفته خوشنود شدند و چون پیامبر سجده کرد ، آنان نیز سجده کردند .
معلوم است اینگونه روایات چگونه پایه اسلام و قران و پیامبر را از بین می برد . مسأله دیگر ارعاب عجیبی بود که بر مسلمانان حکمفرما شد ، مخصوصاً در زمان معاویه که هر که نفس می کشید ، او را می کشتند . کم کم در اثر وقوع این مسایل ، زمینه آماده شد که شخصی مثل یزید با کمال صراحت در میان مردم بگوید : 
لَعِبَت هَاشِمُ بِالمُلکِ فَلاَ ... خَبَرٌ جَاءَ وَلاَ وَحیٌ نَزَلَ
آیا برای امام حسین ع با وجود زمینه و اقتضا برای قیام ، لازم و وظیفه اسلامی نبود که قیام کند ؟
چیزی که باید گفت این است که ائمه طاهرین ع راجع به عزاداری و زیارت ابی عبدالله الحسین سفارش بسیار دارند و ثوابهای بزرگی بر آن شمرده اند . در بعضی از آن روایات علت آن را احیای ولایت گفته اند . ما یکی از آن روایات را که صاحب وسایل الشیعه در کتاب مَزارِ وسایل نقل نموده است می آوریم و سپس توضیح مختصری در این باره می گوییم ( ترجمه این روایت ) :
فُضیل بن یسار از امام صادق ع نقل می کند که فرمود : آیا در مجالس عزا می نشینید و از مصایب ما یاد می کنید ؟ گفتم : آری . فرمود : خدا رحمت کند افرادی که ولایت را زنده می کنند . ای فضیل ! هر که یاد ما کند یا نزد او از ما یاد شود و گریه کند ، حتی به مقدار بال مگسی ، خدا گناهان او را می آمرزد ؛ حتی بمقدار کف دریاها .
قیام ابی عبدالله ع ، قیام نظامی نبود ؛ بلکه قیام عاطفی و تبلیغی بود . حسین ع نمی خواست شخص یزید و یزیدها را بر دارد ؛ بلکه می خواست شخصیت یزید و بنی امیه و بنی مروان را از حکومت متنفر کند . از این جهت بطور مخفی از مدینه بیرون رفت و وقتی مردم فوج فوج به مکه می آمدند ، او از مکه حرکت کرد و روز عاشورا علاوه بر اینکه گاهی قران را بمیدان می برد و آنان را به قران قسم می داد که بیدار شوند ، کودک شیر خوارش را نیز بمیدان برد که او را روی دستانش شهید کردند ، و سر انجام موجی در کربلا ایجاد کرد که عصر عاشورا تأثیر نهاد و اختلافی در میان لشکر یزید پدید آمد .
این موج را باید دیگری پیروی کند و آن موج دیگر ، اسارت خاندان حضرت حسین ع بود . خاندان ابی عبدالله الحسین بواسطه اسارتشان ، به واسطه تبلیغاتی که داشتند ، موج عظیمی در کوفه و شام ؛ بلکه همه ممالک اسلامی ایجاد کرد . حتی گفته شده که در مدت بیست سال قبل از قیام حسین ع یک انقلاب هم واقع نشد ؛ ولی در مدت بیست سال بعد از قیام حسین ع ، بیشتر انقلاب رخ داد که طی آن در سال دوم ، دولت بنی امیه و در سال بیستم ، دولت بنی مروان بدست عباسیان بر چیده شد .
این موج دوم را موج دایمی دیگری باید مدد کند تا آن موج زنده بماند و آن موج سوم ، موج عزا ، نوحه سرایی ، گریه ، سینه زنی ، و زیارت حسین است . عزاداری علاوه بر آنکه روش شهادت و فداکاری و ایثار و شهادت پروری را به انسان می آموزد ، و رهبر با کفایت می تواند بواسطه آن مجالس و آن دسته از احساسات مردم بهره گیرد ، اضافه بر آن تعلیم و تعلم عمومی نیز مرهون این مجالس است . تهذیب نفس خصوصاً صبر ، استقامت ، شجاعت ، و زیر بار ظلم نرفتن ، از اثرات مستقیم آن است . نقش دیگر اینگونه مجالس ، زنده نمودن دو قانون است از قوانین بزرگ اسلام که امر به معروف و نهی از منکر باشد .
گریه برای حسین ، تشکیل مجالس عزا ، دسته های عزا ، زیارت از دور و نزدیک ، ایجاد بناهایی مثل حسینیه و سقا خانه ، زنده نگاه داشتن ولایت است ؛ زنده نگاه داشتن خون حسین است ؛ شرکت در موج اول است ؛ زنده نگاه داشتن روح انقلاب است ؛ تا بالاخره بدست راهبرش حضرت بقیة الله عجّ تسلط بر جهان خاصل شود . اگر همه ثواب بر عزاداری ، بر زیارت ، بر تشکیل مجالس مترتب شده است ، اصل زیارت ، اصل تشکیل مجالس برای این است که اینگونه مجالس ، رمز پیروزی ؛ رمز بقای شیعه ؛ رمز زنده کردن ولایت ، و بالاخره مردم را زیر پرچم حسین آوردن ، و همه را هماهنگ با حسین و هدفش نمودن است .
توصیه می شود در قسمت فرهنگ عاشورا در سایت لیلة لقدر : ( اینجا ) را حتماً مطالعه فرمایید .
زندگانی امام حسین از نگاه دیگر :
دومین ثمره ی پیوند فرخنده علی ع با دخت گرامی پیامبر ص ، در روز سوم شعبان سال چهارم هجرت ، چشم بجهان گشود . مراسم نامگذاری او مانند برادرش حسن بن علی ع بوسیله پیامبر ص انجام گرفت . رسول گرامی اسلام ص بنا به دستور خداوند ، نام نوزاد را « حسین » گذاشت .
مدت 35 سال از عمر با برکت امام حسین ع در کنار پدر گرامی اش و ده سال نیز در کنار برادرش امام مجتبی ع سپری شد . در تمام این مدت با دل و جان از پدر و برادر اطاعت می کرد و در تمام حوادث و بحرانها ، همگام و همراه و مدافع ایشان بود . ...
امام حسین ع در عصر معاویه :
امام حسین ع ، پس از شهادت برادر بزرگوارش ، به امر خداوند و وصیت برادر ، مامور رهبری جامعه اسلامی شد . آن حضرت ، نزدیک به ده سال از دوران امامت خود را در دوره زمامداری معاویه سپری کرد و در این مدت همان روش امام حسن ع را در پیش گرفت ؛ زیرا روش منافقانه معاویه در تضاد با دین و پیامبر علنی نبود و مطابق صلح نامه نوشته شده با امام حسن ع ، او خلیفه مسلمانان بود .
دوران یزید :
پس از مرگ معاویه ، خلافت – که مبدّل به سلطنت شده بود – بدون خواست و بیعت آزادانه مردم ، به فرزندش یزید رسید . او برای اینکه ارکان سلطنت خویش را تثبیت کند ، نامه ای به حاکم مدینه نوشت و به او دستور داد از امام حسین ع و چند نفر دیگر برایش بیعت بگیرد و اگر مخالفت کردند ، آنان را بکشد . والی مدینه ، بنا بدستور ، از امام خواست که بیعت کند . امام ع فرمود : 
« انّا لله و انّا الیه راجعون و علی الاسلام السّلام اذ بلیت الامّة براع مثل یزید » ما از خداییم و بسوی خدا باز می گردیم . آنگاه که کسانی چون یزید بر مسند حکومت اسلامی بنشیند ، باید فاتحه اسلام را خواند .
امام ع پس از رد بیعت ، دریافت که اگر در مدینه بماند ، او را خواهند کشت . از این رو ، شبانه با خویشان خود رهسپار مکه شد . خبر آمدن امام ع به مکه و سر پیچی اش از بیعت ، میان مردم مکه و مدینه انتشار یافت و این خبر به کوفه نیز رسید . کوفیان با ارسال نامه هایی فراوان از آن حضرت خواستند تا بسوی آنان برود و رهبری شان را بپذیرد .
امام حسین ع ، مسلم بن عقیل را به نمایندگی بسوی کوفه فرستاد تا موقعیت سیاسی منطقه را از نزدیک ببیند و برایش گزارش کند . خبر ورود نماینده امام به سرعت در کوفه پیچید . کوفیان با استقبالی بی سابقه با مسلم به عنوان نماینده امام ، بیعت کردند و روز به روز بر شمار بیعت کنندگان افزوده می شد .
مسلم ، برای امام ع نوشت که « تاکنون جمعیتی بی شمار با من بیعت کرده اند . مقتضی است بسوی کوفه حرکت کنید » . 
امام ع در اجابت دعوت مردم کوفه ، روز هشتم ذی الحجّه – که همه حجّاج عازم منی بودند – با اهل بیت و یارانش مکه را بسوی عراق ترک کرد و با سفر ناگهانی و آشکار خود ، به مسلمانان فهماند که حکومت یزید را برسمیت نمی شناسد و نه تنها با او بیعت نمی کند ، بلکه قصد دارد علیه ظلم و جور بنی امیه ، قیام کند .
ابن زیاد از جانب یزید مامور مقابله با قیام امام حسین شد . او از ضعف ایمان ، دو رویی و ترس مردم کوفه استفاده کرد و با تهدید و ارعاب ، جمعیت را از پیرامون مسلم پراکنده ساخت تا جایی که وقتی مسلم بعد از نماز ، از مسجد بیرون آمد ، همراهی نداشت که او را در خانه خود پناه دهد !
امام حسین ع در کربلا :
کاروان امام حسین ع از رفتن به کوفه ممنوع شد و به اجبار راه کربلا در پیش گرفت و در آنجا توسط سپاه سی هزار نفری دشمن محاصره شد . 
امام حسین ع بین بیعت با حاکم ستمگر و تن دادن به ذلت و شهادت مخیّر شد . اما آن حضرت ، تن به ذلت نداد و همراه با هفتاد و دو تن از بهترین یاران و نیز بستگان و فرزندانش از صبح تا عصر دهم محرم ( عاشورا ) سال شصت و یک هجری ، با دشمن جنگیدند . سر انجام همگی شربت شهادت نوشیدند و بدین سان دشمن را به خواری و رسوایی کشانیدند .
علت اصلی قیام امام حسین ع :
اصلی ترین علت قیام امام ع ، انحراف دستگاه حکومت بود . حکومت یزید تحمیلی بود در حکومت او ، به سنّت پیامبر ص عمل نمی شد ، حلال خدا ، حرام و حرام خدا ، حلال بود ، میگساری و عیاشی یزید در جامعه مشهور بود و فساد و تباهی و فقر و بیچارگی و ظلم و ستم بی داد می کرد .
بیعت با چنین کسی و تایید چنین حکومتی ، برای مسلمانی که اندکی از معارف و حقایق اسلامی آگاه است ، سزاوار نیست تا چه رسد به فرزند پیامبر ص ، که تربیت یافته مکتب وحی و رسالت و امامت است .
(1) غرانیق جمع غرنوق یا غرنیق است که به معنی یک نوع مرغ آبی با جوان خوشرو می آید ، افسانه غرانیق در تاریخ طبری ج 2 ص 7 و 76 آمده و خاور شناسان آنرا با آب و تاب بیشتری نقل کرده اند ، برای اطلاع بیشتر در قسمت تاریخ اسلام این سایت مراجعه شود که مفصلاً توضیح داده شده است .
التماس دعا




نوع مطلب :
برچسب ها : امام در کربلا، قیام امام حسین، امام حسین در عصر معاویه،


اثبات كفر عمر و ابوبكر از کتب شیعه و سنی

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم
یا علی مدد

اثبات كفر عمر و ابوبكر از کتب شیعه و سنی


اثبات کفر عمر و ابابکر از کتب اهل سنت:

1) بدعت گذار کافر است   !

 قال رسول الله صلی الله علیه واله: آَبیَ اللهُ آن یقبلَ عملَ صاحبِ بدعةٍ حتیّ یدع بدعتَه. (۱)
خداوند عمل بدعت گذار را تا وقتی که دعوت به بدعتش می کند قبول نمی کند.
 
قال رسول الله صلی الله علیه و اله: لا یقبل الله لصاحبِ بدعةٍ صوماً و لا صلوةً و لا صدقةً و لا حجّاً و لا عُمرةً و لا جهاداً و...یخرج من الاسلامِ کما تخرج الشعرة من العجین. (۲)
خدا هیچ عملی را از قبیل نماز روزه صدقه حج و...از بدعت گذار قبول نمی کند و او از اسلام خارج میشود... .
 
قال رسول الله صلی الله علیه و اله: اهل البدع شرالخلق و الخلیفة (کنزالعمال)
اهل بدعت بدترین مخلوقات و موجودات هستند. 
 
قال رسول الله صلی الله علیه واله: اهل البدع کلاب اهل النار (کنزالعمال)
اهل بدعت سگ های اهل آتش هستند.

عنه فی قوله تعالی: إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَ كانُوا شِیَعاً هم اصحاب البدع و اصحاب الاهواء لیس لهم توبة. انا منهم بریء و هم منی بُراء. (کنزالعمال)

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله درباره این آیه قرآن: "كسانى كه دین خویش را پراكنده كردند و گروه گروه شدند" فرمودند آنها اهل بدعت و اصحاب و یاران هوا و هوس هستند . برای ایشان توبه ای نیست. من از ایشان بیزارم و ایشان نیز از من بیزارند. 
 
تا اینجا از کتب اهل سنت اثبات شد که بدعت گذار کافر است. حال سوال اینجاست که آیا عمر بدعت گذار بوده است یا خیر ؟ طبق اعتراف خود او در دین بدعتهای بسیاری را گذاشته است. مانند:
 


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : اثبات کفر عمر و ابوبکر، پیامبر(ص)،


چهارشنبه 17 آبان 1391 :: نویسنده : حسین نقویان

آمار نهضت کربلا 

نقش آمار در ارائه سیمای روشن‏تر از هر موضوع و حادثه،غیر قابل انکار است.لیکن‏در حادثه کربلا و مسائل قبل و بعد از آن،با توجه به اختلاف نقلها و منابع،نمی‏توان در بسیاری از جهات،آمار دقیق و مورد اتفاق ذکر کرد و آنچه نقل شده،گاهی تفاوتهای‏بسیاری با هم دارد.در عین حال بعضی از مطالب آماری،حادثه کربلا را گویاتر می‏سازد.
به همین دلیل به ذکر نمونه‏هایی از ارقام و آمار می‏پردازیم: (1) مدت قیام امام حسین‏«ع‏»از روز امتناع از بیعت‏با یزید،تا روز عاشورا 175 روزطول کشید:12 روز در مدینه،4 ماه و 10 روز در مکه،23 روز بین راه مکه تا کربلا و8 روز در کربلا(2 تا 10 محرم).
منزلهایی که بین مکه تا کوفه بود و امام حسین آنها را پیمود تا به کربلا رسید18 منزل بود(معجم البلدان).
فاصله منزلها با هم سه فرسخ و گاهی پنج فرسخ بود.
منزلهای میان کوفه تا شام 14 منزل بود که اهل بیت را در حال اسارت از آنها عبوردادند.
نامه‏هایی که از کوفه به امام حسین‏«ع‏»در مکه رسید و او را دعوت به آمدن کرده‏بودند 12000 نامه بود(طبق نقل شیخ مفید).
بیعت کنندگان با مسلم بن عقیل در کوفه 18000 نفر،یا 25000 نفر و یا 40000 نفرگفته شده است.
شهدای کربلا از اولاد ابی طالب که نامشان در زیارت ناحیه آمده است 17 نفر.
شهدای کربلا از اولاد ابی طالب که نامشان در زیارت ناحیه نیامده 13 نفر.سه نفر هم‏کودک از بنی هاشم شهید شدند، جمعا 33 نفر.این افراد به این صورت‏اند:امام حسین‏«ع‏»
1 نفر،اولاد امام حسین 3 نفر،اولاد علی‏«ع‏»9 نفر،اولاد امام حسن 4 نفر،اولاد عقیل‏12 نفر،اولاد جعفر 4 نفر.
غیر از امام حسین‏«ع‏»و بنی هاشم،شهدایی که نامشان در زیارت ناحیه مقدسه وبرخی منابع دیگر آمده است 82 نفرند. غیر از آنان،نام 29 نفر دیگر در منابع متاخرتر آمده‏است.
جمع شهدای کوفه از یاران امام 138 نفر.تعداد 14 نفر از جمع این جناح حسینی،غلام بوده‏اند.
شهدایی که سرهایشان بین قبایل تقسیم شد و از کربلا به کوفه بردند 78 نفر بودند.
تقسیم سرها به این صورت بود:قیس بن اشعث،رئیس بنی کنده 13 سر،شمر رئیس‏هوازن 12 سر،قبیله بنی تمیم 17 سر، قبیله بنی اسد 16 سر،قبیله مذحج 6 سر،افرادمتفرقه از قبایل دیگر 13 سر.
سید الشهدا هنگام شهادت 57 سال داشت.
پس از شهادت حسین‏«ع‏»33 زخم نیزه و 34 ضربه شمشیر،غیر از زخمهای تیر بربدن آن حضرت بود.
این ماهی فتاده به دریای خون که هست زخم از ستاره بر تنش افزون،حسین توست (2)
شرکت کنندگان در اسب تاختن بر بدن امام حسین 10 نفر بودند.
تعداد سپاه کوفه 33 هزار نفر بودند که به جنگ امام حسین آمدند.آنچه در نوبت‏اول آمد تعداد 22 هزار بودند به این صورت:عمر سعد با 6000،سنان با 4000،عروة بن‏قیس با 4000،شمر با 4000،شبث‏بن ربعی با 4000.آنچه بعدا اضافه شدند: یزید بن‏رکاب کلبی با 2000،حصین بن نمیر با 4000،مازنی با 3000،نصر مازنی با 2000 نفر.
سید الشهداء روز عاشورا برای 10 نفر مرثیه خواند و در شهادتشان سخنانی فرمودو آنان را دعا،یا دشمنان آنان را نفرین کرد.اینان عبارتند از:علی اکبر،عباس،قاسم،عبد الله بن حسن،عبد الله طفل شیر خوار،مسلم بن عوسجه،حبیب بن مظاهر،حر بن یزیدریاحی،زهیر بن قین و جون.و در شهادت دو نفر بر آنان درود و رحمت فرستاد:
مسلم و هانی.
امام حسین‏«ع‏»بر بالین 7 نفر از شهدا پیاده رفت:مسلم بن عوسجه،حر،واضح‏رومی،جون،عباس،علی اکبر،قاسم.
سر سه شهید را روز عاشورا به جانب امام حسین‏«ع‏»انداختند:عبد الله بن عمیرکلبی،عمرو بن جناده،عابس بن ابی شبیب شاکری.
سه نفر را روز عاشورا قطعه قطعه کردند:علی اکبر،عباس،عبد الرحمن بن عمیر.
مادر 9 نفر از شهدای کربلا در روز عاشورا حضور داشتند و شاهد شهادت پسربودند:عبد الله بن حسین که مادرش رباب بود،عون بن عبد الله جعفر،مادرش زینب،قاسم بن حسن مادرش رمله،عبد الله بن حسن مادرش بنت‏شلیل جیلیه،عبد الله بن مسلم‏مادرش رقیه دختر علی‏«ع‏»،محمد بن ابی سعید بن عقیل،عمرو بن جناده،عبد الله بن وهب‏کلبی مادرش ام وهب،علی اکبر(بنا به نقلی مادرش لیلی،که ثابت نیست).
5 کودک نابالغ در کربلا شهید شدند:عبد الله رضیع شیر خوار امام حسین،عبد الله بن‏حسن،محمد بن ابی سعید بن عقیل،قاسم بن حسن،عمرو بن جناده انصاری.
5 نفر از شهدای کربلا،از اصحاب رسول خدا بودند:انس بن حرث کاهلی،حبیب بن مظاهر،مسلم بن عوسجه،هانی بن عروه،عبد الله بن بقطر عمیری.
در رکاب سید الشهداء،تعداد 15 غلام شهید شدند:نصر و سعد(از غلامان‏علی‏«ع‏»)،منحج(غلام امام مجتبی‏«ع‏»)،اسلم و قارب(غلامان امام حسین‏«ع‏»)حرث‏غلام حمزه،جون غلام ابوذر،رافع غلام مسلم ازدی،سعد غلام عمر صیداوی،سالم غلام‏بنی المدینه،سالم غلام عبدی،شوذب غلام شاکر،شیب غلام حرث جابری،واضح غلام‏حرث سلمانی.این 14 نفر در کربلا شهید شدند.سلمان غلام امام حسین‏«ع‏»،که آن‏حضرت او را به بصره فرستاد و آنجا شهید شد.
2 نفر از یاران امام حسین‏«ع‏»روز عاشورا اسیر و شهید شدند:سوار بن منعم وموقع بن ثمامه صیداوی.
4 نفر از یاران امام در کربلا پس از شهادت آن حضرت به شهادت رسیدند:سعد بن‏حرث و برادرش ابو الحتوف،سوید بن ابی مطاع(که مجروح بود و محمد بن ابی سعید بن‏عقیل.
7 نفر در حضور پدرشان شهید شدند:علی اکبر،عبد الله بن حسین،عمرو بن جناده،عبد الله بن یزید،عبید الله بن یزید، مجمع بن عائذ،عبد الرحمن بن مسعود.
5 نفر از زنان از خیام حسینی به طرف دشمن بیرون آمده و حمله یا اعتراض کردند:
کنیز مسلم بن عوسجه،ام وهب زن عبد الله کلبی،مادر عبد الله کلبی،زینب کبری،مادرعمرو بن جناده.
زنی که در کربلا شهید شد مادر وهب(همسر عبد الله بن عمیر کلبی)بود.
زنانی که در کربلا بودند:زینب،ام کلثوم،فاطمه،صفیه،رقیه،ام هانی(این 6 نفر ازاولاد امیر المؤمنین بودند)فاطمه و سکینه(دختران سید الشهدا)رباب،عاتکه،مادر محسن بن حسن،دختر مسلم بن عقیل،فضه نوبیه،کنیز خاص حسین، مادر وهب بن عبد الله.
_______________________________________________________________
1-بخش عمده‏ای از این آمار از کتاب‏«زندگی ابا عبد الله الحسین‏»،عماد زاده،«وسیلة الدارین فی انصار الحسین‏»،سید ابراهیم موسوی و«ابصار العین‏»،سماوی است.
2-محتشم کاشانی.





نوع مطلب :
برچسب ها : مسلم، علی اکبر(ع)، عباس، عون، جعفر، قاسم، عبدالله ابن حسن،


چهارشنبه 17 آبان 1391 :: نویسنده : حسین نقویان

مرثیه خورشید در منابع مخالفین

یکی از مهم ترین اسباب بقا و رشد تشیع، عاشورا و حماسه ی قیام حضرت سیدالشهدا امام حسین علیه السلام است. وجود عوامل عقلانی و احساسی در این حادثه، هم باعث استواری شیعیان بر مذهب شان است و هم موجب گرایش پیروان دیگر مذاهب و ادیان به تشیع.


از سوی دیگر، واقعه ی عاشورا، پرده از ماهیت افرادی برمی دارد که در لباس دین و به نام خلافت خاتم المرسلین صلوات الله علیه وآله، سودای قدرت را در سرمی پروراندند. کسانی که با تکیه بر ابزارهای گوناگون، تا جایی که توانستند، اسلام را دچار انحراف نمودند و تعالیم آن را مطابق تمایلات خود، تغییر دادند.
هرقدر عظمت و تاثیرگذاری حادثه ی عاشورا، جلوه ی بیشتری می یابد، تلاش افزون تری در مخالفت با آن نمودار می گردد. این تلاش ها در قالب مطالبی مانند خرافه خواندن عزاداری و اعتقاد شیعیان درمورد حضرت سیدالشهدا علیه السلام، شیعیان را عامل شهادت ایشان دانستن، تبرئه ی خلیفه ی وقت یزید بن معاویه، معرفی انگیزه های غیر الهی در نهضت عاشورا و… .


روشن است که پاسخ هریک از موارد بالا، نگارش کتابی را می طلبد- همان طور که کتب فراوانی در موضوعات یاد شده، نوشته شده است- اما برای آشکار شدن حقیقت، اموری را یادآوری می کنیم.
اعتقاد شیعیان درباره ی حضرت امام حسین علیه السلام، تنها مستند به کتب شیعه نیست؛ بلکه منابع اهل سنت نیز حقایق بسیاری برای آگاهی حق طلب دربردارد.
بنابه نقل کتب انبوهی از معتبرترین منابع اهل سنت، حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه وآله فرمودند:
حسن و حسین (علیهماالسلام) سرور جوانان اهل بهشت اند، هرکس آن دو را دوست بدارد، همانا مرا دوست داشته است، و هرکس نسبت به آن دو بغض و دشمنی داشته باشد، همانا با من بغض و دشمنی داشته است. (1) 
براساس این حدیث شریف، کسانی که با سنگدلی تمام، حضرت امام حسین علیه السلام را به شهادت رساندند، دشمن شخص رسول الله علیه وآله السلام محسوب می شوند و جایگاه چنین گروهی، نیازی به بیان ندارد!


یکی دیگر از عقاید شیعه، اوج مصیبتی است که با شهادت مظلومانه ی حضرت امام حسین علیه السلام، تمام عالم خلقت را فراگرفت. گرچه در این زمینه، روایات فراوانی در منابع شیعی، نقل شده؛ اما جالب است که بدانیم در منابع اهل سنت نیز مطلب به وفور وجود دارد، برای نمونه ای بسیار اندک:
ام سلمه می گوید: شنیدم که جنیان بر حسین بن علی (علیه السلام) نوحه می کردند. (2)
سیصد سال پیش از بعثت پیامبر اکرم علیه وآله السلام، سنگی یافت شد که برآن نگاشته شده بود: آیا امتی که حسین را بکشد، در روز قیامت به شفاعت جدش امیدوار است؟! (3)
در آن شب که علی بن ابیطالب و حسین بن علی (علیهمالسلام) را شهید کردند، صبح آن، در بیت المقدس هر سنگی را که از جای برمی داشتند، از زیر آن خون تازه برمی آمد. (4)
اما به راستی این مصیبت عظمی ریشه در چه مسئله ای دارد؟ آیا اگر سقیفه اتفاق نیفتاده بود، اگر معاویه از سوی عمر بن خطاب به امارت شام منصوب نمی شد، اگر معاویه یزید را جانشین خود نساخته بود، چنین واقعه ای رخ می داد؟ این جاست که یکی از آخرین کلمات حضرت امام حسین علیه السلام، پیش از شهادت، خواندنی است، آن هم زمانی که بدانیم ناقل از اهل سنت است: 
حضرت سیدالشهدا علیه السلام در آخرین لحظات فرمودند:… تا روز قیامت به همین حال خون آلود و … خواهم بود تا جدم محمد را ملاقات کنم در حالی که محاسن به خون خضاب کرده ام، و به ایشان خواهم گفت: یا رسول الله! فلانی و فلانی مرا به قتل رساندند. (5)
آن دو نفر که این نویسنده ی سنی مذهب، با عنوان فلان از آنان یاد کرده، چه کسانی اند؟ مسبب اصلی رخ دادن وقایع دلخراش تاریخ اسلام را جز در انحراف مسیر جانشینی رسول خدا علیه وآله السلام می توان جست و جو کرد؟
منبع : سایت بیایید بیشتر بدانیم nazer110.wordpress.com
—————————————————————————————
پی نوشت ها:
1- این حدیث شریف را منابع بسیاری از اهل سنت نقل کرده اند، از جمله
الف- مسند احمد، احمد حنبل، جلد16، صفحه87
ب- مستدرک حاکم، جلد11، صفحه111
ج- السنن الکبری، نسایی، جلد5، صفحه49
د- تاریخ الاسلام، ذهبی، جلد2، صفحه81
2- مجمع الزوائد، هیثمی، جلد9، صفحه199، ناشر: دارالکتب العلمیة، بیروت، لبنان. هیثمی این مطلب را از طبرانی نقل نموده و سند آن را صحیح اعلام می کند.
3- از منابع اهل سنت:
الف- تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، جلد14، صفحه342، ناشر: دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع، بیروت، لبنان
ب- المعجم الکبیر، طبرانی، جلد3، صفحه124، ناشر: دار احیاء التراث العربی
ج- نظم درر السمطین، زرندی حنفی، صفحه219
د- تهذیب الکمال، المزی، جلد6، صفحه442، ناشر: موسسة الرسالة، بیروت، لبنان
4- العقد الفرید، جلد4، صفحه 385-387
5- مقتل خوارزمی، خطیب خوارزم، جلد2





نوع مطلب :
برچسب ها : مرثیه، خورشید، امام حسین، پیامبر اکرم،


درباره ی علم امام (علیه السلام)

مقاله ای از مرحوم علّامه طباطبائی  (ره)


سؤال : آیا حضرت سیّدالشهداء(ع) در مسافرتی که از مکّه به سوی کوفه می‌کرد، می‌دانست که شهید خواهد شد یا نه؟
و به عبارت دیگر : آیا آن حضرت به قصد شهادت رهسپار عراق شد یا به قصد تشکیل یک حکومت عادلانة صد در صد اسلامی؟
جواب : سیّدالشهداء(ع) ـ به عقیدة شیعة امامیّه ـ امام مفترَض الطّاعه، و سوّمین جانشین از جانشینان پیغمبر اکرم(ص)، و صاحب ولایت کلّیّه می‌باشد.
و علم امام(ع) به اعیان خارجیّه و حوادث و وقایع ـ طبق آنچه از ادلّة نقلیّه و براهین عقلیّه در می‌آید ـ دو قسم و از دو راه است :
قسم اوّل از علم امام
امام(ع) به حقائق جهان هستی ـ در هر گونه شرائطی وجود داشته باشند ـ به اذن خدا، واقف است؛ اعم از آنها که تحت حسّ قرار دارند، و آنها که بیرون از دائرة حسّ می‌باشند مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع آینده.
دلیل این مطلب
از راه نقل : روایات متواتره‌ای است که در جوامع حدیث شیعه ـ مانند کتاب «کافی» و «بصائر» و کتب صدوق و کتاب «بحار» و غیر آنها ـ ضبط شده.
به موجب این روایات ـ که به حدّ و حصر نمی‌آید ـ امام(ع) از راه موهبت الهی (نه از راه اکتساب) به همه چیز واقف و از همه چیز آگاه است، و هرچه را بخواهد، به اذن خدا، به ادنی توجّهی می‌داند.
البتّه در قرآن کریم، آیاتی داریم که علم غیب را مخصوص ذات خدای متعال و منحصر در ساحت مقدّس او قرار می‌دهد؛ ولی استثنائی که در آیة کریمة ﴿عالم الغیب فلایُظهِر علی غیبه أحداً إلاّ مَن ارتضی مِن رسول﴾ (سورة جنّ ، آیة 26) وجود دارد، نشان می‌دهد که اختصاص علم غیب به خدای متعال به این معنی است که: غیب را مستقلاً و از پیش خود (بالذّات) کسی جز خدای نداند، ولی ممکن است پیغمبران پسندیده، به تعلیم خدائیّ بدانند. و ممکن است پسندیدگانِ دیگر نیز به تعلیمِ پیغمبر، آن را بدانند؛ چنانکه در بسیاری از این روایات، وارد است که پیغمبر و نیز هر امامی، در آخرین لحظاتِ زندگیِ خود، علم امامت را به امامِ پس از خود می‌سپارد.
و از راه عقل : براهینی است که به موجب آنها ، امام(ع) «به حسب مقام نورانیّتِ خود» کامل ترین انسانِ عهد خود و مظهر تامّ اسماء و صفات خدائی و بالفعل به همه چیز عالِم و به هر واقعة شخصیّ آشنا است؛ و «به حسب وجودِ عنصری خود» به هر سوی توجّه کند، برای وی، حقائق روشن می‌شود. (ما تقریر این براهین را، نظر به اینکه به یک سلسله مسائلِ عقلیِ پیچیده، متوقّف، و سطح آنها از سطح این مقاله بالاتر است ، به محلّ مخصوصِ آنها احاله می‌دهیم).



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : امام حسین، علامه، علامه طباطبایی، سید الشهدا، مکه، مدینه،




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

سلام خدمت شما دوستان عزیز به وبلاگ من خوش امدید

مدیر وبلاگ : حسین نقویان
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



استخاره آنلاین با قرآن کریم

سایت نوحه
آمار بازدید
بازدید امروز : 145 نفر
باردید دیروز : 223 نفر
ورودی امروز گوگل : 15
ورودی گوگل دیروز : 27
بازدید هفته : 1,117 نفر
بازدید ماه : 3,191 نفر
بازدید سال : 10,081 نفر
بازدید کلی : 75,033 نفر